کتابخانه فاطمه ها؛ اینجا روزی کوچک ترین کتابخانه کشور بود

کتابخانه فاطمه ها اسم آشنایی است برای کسانی که دل در گرو فرهنگ و هنر و ادبیات دارند. کتابخانه ای که در یک روستای کوچک دورافتاده پا گرفت اما برکتش چندین روستای دیگر را بهره مند کرد. با بنیتا همراه باشید تا از کتابخانه فاطمه ها بیشتر بدانید. 

کتابخانه فاطمه ها؛ اینجا روزی کوچک ترین کتابخانه کشور بود

عشق و علاقه به کتاب خواندن، کوچک و بزرگ نمی‌شناسد، شهر و روستا هم همینطور، هرکس در هر جایی که باشد، اگر علاقه به دانستن و انتقال دانش به دیگران داشته باشد، می‌تواند کاری کند؛ حتی اگر ساخت یک کتابخانه کوچک در دل یک روستای دورافتاده باشد، با تنها سه عضو؛ مثل «کتابخانه فاطمه‌ها». با بنیتا همراه باشید.

کتابخانه فاطمه‌ها، کتابخانه‌ای روستایی است که اول تیرماه ۱۳۸۹ توسط فرزاد میرشکاری، جوان فعال اهل روستای دهکهان کهنوج واقع در جنوب کرمان در مغازه متروکه پدرش راه‌اندازی شد. به دلیل این که سه عضو اولیه این کتابخانه، فاطمه نام داشتند، این فضای کوچک اما دلنشین، به نام «کتابخانه فاطمه‌ها» شناخته شد و به دلیل مطرح شدنش به عنوان کوچکترین کتابخانه کشور، شهرت پیدا کرد.

کتابخانه ی فاطمه ها

فعالیت‌هایی که در طول سال‌های مختلف از سوی اهالی این روستا و مخصوصا اعضای کتابخانه فاطمه‌ها انجام شد، باعث شد این روستا در سال ۹۴ به عنوان روستای دوستدار کتاب شناخته شود. کتابخانه‌ این سه دختر روستایی، حالا برای خودش در شهرهای بزرگ هم نام و نشان پیدا کرده و تعداد دوستداران این کتابخانه کوچک و کتاب‌های ارسالی به این روستا به قدری زیاد شده که می‌گویند می‌توانند چند روستای دیگر را هم صاحب کتابخانه کنند.

حالا دیگر اسم و رسم این کتابخانه آن‌قدر زیاد شده که مردم از شهرهای دور و نزدیک، برای اعضایش کتاب می‌فرستند و حتی کتابخانه‌ای بزرگتر در این روستا برای اهالی کتابخوان راه‌اندازی شد. اما فعالیت این کتابخانه به اینجا ختم نشد. مسئولان این کتابخانه که جوان‌های فرهنگی و بومی هستند، اقدام به راه‌اندازی برنامه‌ای با عنوان «جشنواره کتابخوانی فاطمه‌ها» کردند که باعث شد کار ترویج کتاب در این کتابخانه به صورت حرفه‌ای‌تری ادامه پیدا کند.

کتابخانه  فاطمه ها

پیام کتابخانه فاطمه‌ها این است: برای داشتن روستایی آبادتر، خودمان باید اقدام کنیم. و جالب اینجاست که فعالیت این کتابخانه محلی، در این روستا محدود نشد بلکه این کار ارزشمند، به الگویی برای روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ تبدیل شد و بسیاری از مناطق مختلف با الگو گرفتن از این کتابخانه کوچک، اقدام به تاسیس کتابخانه‌های محلی حتی با کمترین امکانات کردند. به عنوان مثال مدیر یک مدرسه ابتدایی در مدرسه فاروج خراسان شمالی هم یک کتابخانه فاطمه‌ها راه‌اندازی کرد. این مدیر خوش‌ذوق که یازده فاطمه در مدرسه‌اش تحصیل می‌کردند، با الگو گرفتن از کتابخانه فاطمه‌ها، در مدرسه‌اش کتابخانه‌ای تاسیس کرد و یکی از ناشران تهرانی تعداد زیادی کتاب برای این کتابخانه ارسال کرد؛ کاری که به یک نهضت برای چند مدرسه روستایی دیگر هم تبدیل شد.

نویسندگان و ناشران زیادی هم به این نهضت پیوستند و از آن استقبال کردند که از مشهورترین آنها می‌توان به مصطفی رحماندوست، رضا امیرخانی، احمد یوسف‌زاده و هوشنگ مرادی کرمانی اشاره کرد. مرادی کرمانی، نویسنده کتاب‌های معروف کودکان و نوجوانان، در سال ۱۳۹۲ درباره این کتابخانه نوشت: شنیده‌ام که در یکی از روستاهای کهنوج به نام دهکان، نهال سبزی با دست‌های نازنین و مهربان سه فاطمه کاشته شده. این نهال کوچک دارد بزرگ و بزرگتر می‌شود. باران محبت‌ها بر این نهال که حالا درختچه‌ای است می‌بارد و در آن جماعتی جمع شده‌اند و جمع می‌شوند. یکی‌شان هم من هستم که بسیار خوشوقتم از آشنایی با این درخت که تناور می‌شود و نامش «کتابخانه فاطمه‌ها»ست. نام مادر من فاطمه بود، من پسر فاطمه هستم. برای همه فاطمه‌ها آرزوی موفقیت دارم.

کتابخانه فاطمه ها

اما در کنار گسترش فرهنگ کتابخوانی، این کتابخانه توانسته کارهای دیگری هم برای مردم این روستا انجام دهد؛ به اقتصاد مردم این روستا کمک کرده و در کنار گردشگری، باعث شده صنایع دستی مردم بومی این منطقه هم مشتریان بیشتری پیدا کند. به عنوان مثال، صنایع دستی حصیری که بعضی از اعضای کتابخانه تولید می‌کنند، در تهران به فروش می‌رسد و بیشتر مشتریان این سبدهای حصیری، دوستداران کتابخانه فاطمه‌ها هستند.

کتابخانه فاطمه ها

حالا با گذشت چند سال از افتتاح این فضای کوچک فرهنگی، کتابخانه بزرگتر شده و ۹ هزار جلد کتاب دارد، تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان روستا عضو این کتابخانه شده‌اند و در ساختمان مجهزتری کتاب می‌خوانند، قرار است کارهای زیادی انجام شود مثل آموزش زبان انگلیسی و کامپیوتر به اعضای این کتابخانه، تجهیز کتابخانه و کارهای زیاد دیگری که فرزاد میرشکاری، موسس «کتابخانه فاطمه‌ها» با کمک خیرین در تدارک اجرای آنهاست. فاطمه‌ها هم بزرگتر شده‌اند و همزمان با آنها، چراغی که در دل مردم این روستا و روستاهای دیگر روشن شده روز به روز پرنورتر و پرنورتر می‌شود.

اگر دوست داشته باشید می‌توانید سری هم به مطلب «هشت سالگی دیر است!/ نمایشگاه نقاشی برای کمک به تحصیل دانش‌آموزان محروم» نیز بزنید.

شما باید وارد شوید تا بتوانید پاسخ دهید.

نظرات (۸)
Erfanarami9
Erfanarami9
۰۳:۵۳ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۲

جالبه?

phenomenal
phenomenal
۲۰:۳۳ - ۱۳۹۶/۰۴/۰۶

چقدر جالب بود

mehdi617
mehdi617
۰۱:۴۳ - ۱۳۹۶/۰۳/۲۱

جالب بود ممنون

mostafa007
mostafa007
۲۳:۲۶ - ۱۳۹۶/۰۳/۲۰

به امید روزی که هیچ بی سوادی در مملکت من نباشد

mohsen_kahn
mohsen_kahn
۱۸:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۲

آفرین به این خانما